تبليغاتX
محاق
نوشته های یک روزنامه نگار
جشن خانه سینما برگزار شد . جشنی کوچک با گلایه های بزرگ و آرزوهای بزرگتر .

یک : همیشه فکر می کردم چرا بدترین بولتن ها و غیر جذاب ترینشان در جشنواره های مطبوعات منتشر می شود  ؟ نشریات داخلی انجمن های صنفی روزنامه نگاران نیز بسیار غیر حرفه ای اند و غیر جذاب . مگر نه این که این ها تابلویی تمام قد هستند از هر آنچه صنفی به نام روزنامه نگاران می تواند به نمایش بگذارد . این جوالدوزی به خودی هاست بقرای زدن سوزنی به دیگران . بحث اینجا اما نشریه داخلی و ... نیست . بحث ، بحث جشنی است به نام جشن خانه سینما . جشنی که قرار است برای اهالی سینما و غیر سینما جذاب باشد که نبود .

دو : جشن خانه سینما برگزار شد . در حالی که عاشقان واقعی سینما پشت میله ها بودند . همان میله هایی که محوطه تالار وحدت را از  خیابان جدا می کند . در جایی دیگر اگر آنها را ببینید بسیار عادی هستند . اما آنجا زیر نور پروژکتورها حتی گریه می کردند تا بلیتی برای داخل شدن تهیه کنند . کاش من بلیتم را به یکی از آنها داده بودم چون با نرفتن چیزی را از دست نمی دادم اما شاید یکی از آنها در میان صندلی هایی که پر بود از آدم های غیر سینمایی چیزی می یافت .

سه : جشن خانه سینما برگزار شد . در حالی که در این کشور هزاران نفر که نه ، میلیون ها نفر در شهر هایی زندگی می کنند که سالن سینما ندارد . اولویت ها البته اندکی تغییر کرده است . سینما اولویت اول نیست . بهتر برای همه کاری است تا امکان گذران زندگی فراهم باشد . هر چند به سختی اما با این حال پس از خستگی از کار نشستن در سالنی که صندلی دارد و پرده ای سفید در مقابل و نامش سینماست خالی از لطف نیست . استاندارد ها بماند برای اهلش .

چهار : جشن خانه سینما برگزار شد . در غیاب برگزیدگانش . نه خبری از هدیه تهرانی بود و نه خبری از رضا کیانیان و ...

پنج : جشن خانه سینما برگزار شد . در حالی که حاضران در سالن حتی یک تصویر ندیدند . یک تصویر مناسب . پرده ای سفید که شبیه بادبان کشتی بود و به دردر گرامیداشت روز دریانوردی می خورد تا روز سینما ، نتوانست حتی تصویر نصفه و نیمه ای از حاضران در سن نشان بدهد . نور پردازی فوق العاده نامناسب و طراحی دکوری نامناسب تر سبب شد کسانی که روی بالکن ها نشسته بودند هیچ نبینند و فقط بشنوند . می گویند سینما رسانه ای دیاری است و شنیداری .

شش : جشن خانه سینما برگزار شد . در حالی که دو ساعتی بیشتر از شروع نگذشته سالن ها کم کم خالی می شد . تحمل فضا حتی برای سینمایی ها مشکل بود . آنها که پایین بودند می دیدند میلاد صدر عاملی ، کارگردان برنامه چند بار میان جمعیت چشم انداخت تا کسی را بیابد برای اهدای جایزه به برگزیدگان . شاید همین بداهه بود که خیلی ها را کسل کرد .

هفت : جشن خانه سینما برگزار شد . در حالی که چند روز قبل کمیسیون فرهنگی مجلس گزارش تحقیق و تفحصی ارائه کرده است که می تواند دستمایه تشکیل پرونده های کلان باشد برای کسانی که حوالی سینما زندگی می کنند . با این حال خادم ، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس دفاع محکمی کرد از سیاست های مجلس و قول حمایت داد .

هشت : جشن خانه سینما برگزار شد . در حالی که بهترین بخش برنامه با بی توجهی خیل عظیم حاضران مواجه شد . بیش از پانزده دقیقه از برنامه صرف سخنرانی فرزندان شهید کلاهدوز شد اما وقتی میر قنبر ایفاگر نقش اصلی فیلم برگزیده محمد شیروانی ( رییس جمهور میر قنبر ) خواست کمی صحبت کند همه بی تاب شده بودند و کلافه .

نه : جشن خانه سینما برگزار شد با یک مجری رادیویی که الحق و الانصاف خوب از پس کارش بر آمد اما بدون موسیقی و کارگردانی و ... مناسب

ده : جشن خانه سینما وقتی برای من جشن است که برای ساخته تقوایی دست بزنم و روی پا بایستم نه برای خودش که بسیار بزرگ آدمی است .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 19:7  توسط زهرا علی اکبری  | 

این تازه از نتایج سحر است . شرق توقیف شد و نامه هم . فردا روی دکه ها نه نامه ای هست برای شما و نه شرقی .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 18:5  توسط زهرا علی اکبری  | 

کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گزارش تحقیق و تفحص از وزارت ارشاد را به صحن علنی ارائه کرد . این گزارش روشن کننده خیلی چیزهایی است که البته چندان هم مبهم نبودند اما در چرایی و چگونگی اجرایشان بحث هایی بود . کمیسیون فرهنگی محتوای فیلم های ایرانی در سال های اخیر را ترویج کننده طلاق ، پوچی ، خیانت زنان به مردان ، برقراری رابطه با جنس مخالف و ... دانسته و خواستار تغییر اصولی سیاست های دولت در حوزه انتشارکتاب و ساخت فیلم و تئاتر و موسیقی و ... شده است و این یعنی نوید محکم شدن دست های سانسور بر گردن باریک و بی رمق فرهنگ این جامعه . جالب است آقایان نماینده مجلس از دیدن فیلم هایی که در آنها دختران فراری ، زنان ستم دیده ، مردان و زنان خیانت کار ، زوج های در آستانه جدایی و ... وجود دارند منقلب می شوند اما از وجود این همه معضل در جامعه خم به ابرو نمی آورند .شاید به عقیده این مجلس نشینان رسالت فیلم ساز و هنرمند چیزی جز نشان دادن وقایع جاری جامعه است .

قبل از انقلاب اغلب فیلم های ایرانی موضوعاتی مشابه و تکراری داشتند . رقاص و کافه و چاقو وجه مشترک همه آنهاست . بعد از انقلاب تولید این فیلم ها متوقف شد و سینمای ارزش گرا و غیر ستاره محور بود که حرف اول و آخر را میزد اما آیا این تغییر سبب شد بازار فیلم های فارسی از دست برود یا ماه عسل و همسفر و گنج قارون شد گنج نایابی در خانه های ایرانی و به قیمت های سرسام خرید و فروش شد .مگر نه اینکه بعد سال ها تا فضایی باز شد ، کپی هایی- آنهم چندین بار بدتر -از فیلم فارسی های اصلی تولید شد و متاسفانه بازاری بسیار داغ داشت و گیشه هایی بس شلوغ . راه حل ،سانسور این فیلم ها و عدم اعطای مجوز به آن ها نیست .تنگ کردن حلقه سانسور دردی را دوا نمی کند ، سلیقه تماشاچی ایرانی با سانسور و توقیف رشد نمی کند . نتیجه چنین اقداماتی این می شود که بعد سال ها دوباره یک فیلم موزیکال والبته مزخرف ناگهان همه را روی صندلی ها میخکوب کند . انگار این جاده برای بعضی ها به بن بست رسیده است و قرار است همه راه را برگردیم . آن هم دنده عقب .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 18:2  توسط زهرا علی اکبری  | 

خبر های خوش یکی یکی از راه می رسند . سنت خبر خوش دادن را رییس جمهور بنا نهاد . بیستم فروردین که خبر داد دانشمندان ایرانی توانسته اند به غنی سازی سه و نیم درصدی اورانیوم دست پیدا کنند . بعد از آن خود رییس جمهور بارها و بارها اعلام کرد که خبر خوش دارد و اینجا و آنجا خبرهای خوشش را بازگو کرد اما این رسم تنها به رییس کابینه محدود نماند . اوایل تابستان وزیر آموزش و پرورش خبر خوشی داد که مدارس دولتی امسال نباید پولی دریافت کنند . بعد نوبت غلامرضا آقازاده رییس سازمان انرژی اتمی رسید که خبر خوش تولید آب سنگین را بدهد و بعد  نوبت وزیر بهداشت که خبر خوش دارویی را اعلام کند و حالا نوبت فرمانده ارتش که خبر خوشی درباره ساخت هواپیما بدهد و ... .

و  این قصه ادامه دارد چرا که رییس جمهور در جمع جوانان اعلام کرده است آن قدر خبر خوش داریم که حساب ندارد اما برای اعلامش مراعات می کنیم . نمی دانم ملاک و معیار خوش بودن خبر تغییر کرده است یا این مملکت پر از خبر خوش شده و ما خبر نداریم . هر چه هست کمی عجیب است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 12:56  توسط زهرا علی اکبری  | 

هفته دولت است و به سنت هر ساله مقامات و مسئولین به خاطر می آورند که باید گزارش عملکردی ارائه کنند . به همین خاطر در یک روز سه چهار وزیر در ساعات مختلف مصاحبه می گذارند و درباره پیشرفت های شایان توجه حوزه مدیریت خود سخن می گویند و عجبا که انگار همه چیز در این مملکت خراب بوده و چند ماهی است ، بسته به شمارگان ماه های عمر دولت روی کار ، که امور سامان گرفته است . این اخلاق نه چندان حسنه نیز ربط  زیادی به مدیران دولت نهم ندارد . تا جایی که من به خاطر می آورم مدیران دولت خاتمی هم این گونه بودند . تکلیف مدیران دولت هاشمی هم که روشن است . آن روزها من خبر نگار نبودم اما خبر خوان خوبی بودم . کشور تازه از جنگ رهایی یافته بود و مسلم بود رشد همه چیز صد در صد است چرا که فاصله یک با صفر این درصد را نشان می داد . رسیدن از صفر به یک نیز کار چندان دشواری نبود .حالا در این روزها سن برنامه چهارم به یک سال و نیم رسیده . این یعنی پانزده ، شانزده سال از عمر برنامه ریزی در نظام جمهوری اسلامی گذشته است . اما عجب که هنوز معنی برنامه ریزی در ایران مشخص نیست . حداقل برای مسئولین . این روزها به هر وزارتخانه و دستگاه اجرایی که می رویم ، همکاران درباره مقایسه عملکرد دستگاهها با برنامه چهارم می پرسند . متاسفم از اینکه اغلب مدیران می گویند در فلان بخش ها از برنامه عقب هستیم و در فلان بخش ها از برنامه جلو افتاده ایم .متاسف تر از اینکه مدیران محترم به جلو زدن از برنامه افتخار می کنند . این در حالی است که برنامه برای اجراست نه برای عقب افتادن یا جلو افتادن از آن . طبیعتا در این شرایط حتی جلو افتادن از برنامه می تواند تبعات سوئی داشته باشد . همان طور که عقب افتادن از آن نیز تبعاتی منفی در پی دارد . معلوم نیست کجا طبق برنامه پیش رفته ایم . البته اگر کمی منصف باشیم معلوم است . هیچ کجا ! انگار مقصد ما ایستگاه توسعه نیست .  

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 12:50  توسط زهرا علی اکبری  |