تبليغاتX
محاق
نوشته های یک روزنامه نگار
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 18:14  توسط زهرا علی اکبری  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حداد عادل این روزها سعی دارد بر صدر اخبار بنشیند . رییس مجلس سفر می رود ، سخنرانی می کند و در مجامعی شرکت می کند که بسیاری گمان برند در صد است برای انتخابات آتی وارد گود شود . او که در مجلس ششم با شکایت توانست به جرگه نمایندگان بپیوندد در مجلس هفتم رییس شد و در مجلس بعدی شاید کاره ای نباشد . اگر قصد داشته باشد رییس جمهور شود . قصد دارد ؟  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 17:22  توسط زهرا علی اکبری  | 

این عکس متعلق به سید محمد خاتمی است .  لیلا و نرگس ، دخترانش هم در عکس هستند . عکسی متعلق به حدود بیست و پنج سال پیش . کسی فکر می کرد بیست سال بعد سرنوشت برای سید محمد خاتمی  تکیه زدن بر مسند ریاست جمهوری را رقم خواهد زد ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 17:17  توسط زهرا علی اکبری  | 

تاج خار از سرم بردار

می خواهم خودم باشم

گاهی به شعری

گاهی به آهی

گاهی به راهی

مهمان شوم

این را یکی از دوستان خوبم دیشب برایم خواند . نخواست نامش برده شود . اما موافق بود با گذاشتن قطعه اش در این جا . دنیای مجازی .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:19  توسط زهرا علی اکبری  | 

رییس جمهور در مراسم تودیع و معارفه رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی حرف های جالبی زده است . گفته حرکت سازمان مدیریت و برنامه ریزی در 27 سال اخیر اشتباه بوده است . چون در ایران ما  در یک جا پیشرفت کرده ایم اما در خیلی جاها عقب مانده ایم . آن هم بدجوری . مثلا فرودگاه ساخته ایم اما پرواز ندارد . بیمارستان ساخته ایم ، تجهیزات ندارد . ماشین ساخته ایم ، جاده ندارد . تجهیزات به یک بیمارستان رسانده ایم که مریض ندارد . سد ساخته ایم ، شبکه توزیع آب ندارد. فکر کنم لازم به توضیح بیشتر نباشد . خودتان بتوانید بقیه این مطلب را کامل کنید .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 16:47  توسط زهرا علی اکبری  | 

لغو برنامه کنترل جمعیت و تشویق شهروندان به داشتن فرزند بیشتر یکی از سیاست های محوری دولت نهم است . اول با شوخی و کنایه و ... مطرح شد اما ذاکر اصفهانی ، رییس مرکز مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری آب پاکی را روی دست همه ریخت و اعلام کرد که تیمی در این مرکز در حال بررسی این موضوع است . بحث بر سر کنترل یا عدم کنترل جمعیت نه جدید است و نه تازه . آقای رییس جمهور هم مثل بسیاری از مذهبیون اعتقاد دارند کنترل جمعیت سبب خواهد شد جمعیت مسلمانان کم شود و جمعیت معارضین زیاد . به گفته ذاکر او معتقد است که با افزایش نفوس می شود قدرتمند شد . جالب این جاست که بعضی از کارشناسان حامی دولت نیز مانند رییس جمهور معتقدند رابطه جمعیت و توسعه یافتگی ثابت نشده است . جالب است این ماجرا . یعنی نمی توان متوجه شد که وضعیت روحی و روانی و مالی و ...خانواده ای که دو فرزند دارند بهتر است تا اعضای یک خانواده پنج فرزندی ؟

مگر غول بیکاری وقتی از شیشه اش خارج نشد که انبوه جمعیت متولد در سال های پایانی دهه پنجاه و سال های آغازین دهه شصت وارد بازار کار شدند .مگر بخش عمده ای از مشکلات اخلاقی و فرهنگی جامعه به مساله مهم مهاجرت بی رویه و حاشیه نشینی بر نمی گردد ؟ یکی از مقامات نیروی انتظامی گفته بود عامل بسیاری از قتل ها و جرائم مسائل اقتصادی است . این ها ذره ای از خروار هایی است که در این جا مجال گفتنشان فراهم نیست . حالا دزد باشد ، قاتل باشد ، مجرم باشد ، فقیر باشد ، بدبخت باشد ، محتاج کار و نان شب و ... باشد اما مسلمان باشد کافی ست ؟  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 17:1  توسط زهرا علی اکبری  | 

سفر رییس جمهور به کردستان حاشیه های جالبی داشت . یکیش این .یکیش عکس پایینی و بقیه را هم این جا ببینید عکس های دیدنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 16:52  توسط زهرا علی اکبری  | 

اگر گفتین این کیه ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 16:50  توسط زهرا علی اکبری  | 

شب قبل از آغاز سرشماری توانستم دوباره فیلم هزار دستان را ببینم . اتفاقا بحثی درباره سرشماری در آن بود و رییس تامینات یا ... می گفت :"دستور به سرشماری داده شده است . در سر آنها که در این ملک می زیند چیست که حالا شمرده هم بشود . " اما حالا نسبت به آن سال ها در سر مردم چیزی است که ارزش شمردن دارد . حتی اگر نه سری داشته باشند و نه سامانی . اما این سرشماری واقعا سر شماری بی خود و بی محتوایی است . به دلیل کنجکاوی از همه دوستان و آشنایانی که مامور سرشماری به آنها مراجعه کرده بود پرسیدم که چه سئوالاتی پرسیده شده . گفتند : این که چند بچه دارید ؟ خانه شما چند متر است ؟ تلفن دارید یا نه ؟ شاغلید یا خیر ؟ سر پرست خانوار کیست ؟ منزل متعلق به شماست یا  نه ؟ چند سال است به تهران آمده اید ؟

کلی با دوستان بحث کردیم که قرار بود درباره شغل ، میزان تحصیلات و همچنین استفاده از اینترنت و ... هم سئوالاتی پرسیدهشود . حتی یکی از مسئولان می گفت قرار است از مردم بپرسیم که ماهواره هم دارند یا نه اما ماموری که به خانه ما مراجعه کرد همین اندک سئوالات را هم فراموش کرد . تنها پرسید در این خانه چندنفر زندگی می کنند ؟ شماره تلفن شما چند است ؟ شاغلید ؟و بعد پرونده را بست که برود . گفتم یک سری از سئوالات را نپرسیدید گفت من کارشناسن ، نه شما . حالا نمی دانمنتیجه کارشناسی این طوری به درد کارشناسی مملکت هم خواهد خورد یا نه . این هم یک جور سرشماریه

دو - یک اس ام اس در ایام سر شماری برای بعضی ها فرستاده شد . برای بعضی ها که نه ، برای خیلی ها . ۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱  یک خط دیگر بکش و بفرست برای نفر بعدی . (روش جدید سرشماری ) . فکر نکنم این روش فرقی با روش سرشماری مرکز آمار داشته باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 18:40  توسط زهرا علی اکبری  | 

یک - اگر بگویم این چند روز معطل چه کاری بودم که اصلا نتواسنتم به این وبلاگ سری بزنم شاید خنده دار باشد . برای تغییر پلاک ماشین و گرفتن پلاک کشوری اقدام کردم تا بلکه بتوانم طرح را تمدید کنم . جالب بود . دولت الکترونیک راه اندازی شده است تا مشکل بروکراسی را حل کند که البته انگار خودش هم در این بروکراسی پیچیده گرفتار شده است . ابتدا به دولت الکترونیک رفتم . برای گرفتن خلافی خودرو . دیدم نزدیک به پانصد هزار تومان جریمه برایم زده اند . وقتی تاریخ و محل جریمه را دیدم متوجه شدم دو سوم جریمه ها متعلق به زمانی است که ماشین متعلق به من نبوده است . پرسیدم مگر قبل از سند زدن نباید جریمه ها تسویه می شد . خانم متصدی لطف کردند و من را راهی دفتر خانه ای که سند زده بودند کرد . رفتم انجا و در این مورد پرسیدم گفت من خبر ندارم . خانمی که کار سند شما را انجام داده از این جا رفته است . کار به سر دفتر کشید و ایشان هم محترمانه فرمودند شکایت کن ، به هر کجا که دلت می خواهد . به کسی که معرف من به صاحب قبلی ماشین بود سر زدم گفت حتما دفتر دار با صاحب ماشین تبانی کرده و ... . خلاصه به این نتیجه رسیدم که شکایت از دفتر دار در کشوری که سالی هشت میلیون پرونده شکایت تشکیل می شود کاری بی فایده است . پس به شورای حل اختلاف رفتم و آنها هم لطف کردند چهل درصد جریمه را کم کردند . حالا بماند که همه توضیحات من مبنی بر این که ماشین من طرح دارد و جریمه ورورد به طرح برای این ماشین جایز نیست و من را در شهرهایی جریمه کرده اند که از کودکی تا کنون افتخار دیدینش را نداشته ام بی ثمر بود . بعد نوبت به شهرداری رسید . رفتم عوارض گرفتم و به بانک ملی رفتم . بعد از این که دو ساعتی در صف بانک هایی که به یمن تغییر ساعت نمی دانند کی چه کار کنند ،معطل شدم عوارض را هم با موفقیت پرداخت کردم و خوشحال و خندان را هی روزنامه شدم تا بقیه کارها را در روزهای آتی پیگیری کنم . دعا کنید موفق بشوم این بار سنگین را به مقصد برسانم .

دو - ایران اگر بتواند به بزرگترین کشور هسته ای جهان هم تبدیل شود با این بروکراسی راهی به جایی ندارد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 15:1  توسط زهرا علی اکبری  | 

این عکس به دلایلی که نمی دانم بعضی مواقع باز نمی شد . امیدوارم این بار دیگه مشکلی پیش نیاید . این بچه را ببینید و لذت ببرید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 16:39  توسط زهرا علی اکبری  | 

معاون اول رییس جمهور برای بررسی میزان تحقق وعده ها ی داده شده در سفرهای استانی به خراسان جنوبی سفر کرده است . این پارچه نوشته ها گویای همه چیز است و خود ناچیز .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 12:22  توسط زهرا علی اکبری  | 

امروز شاهد سه تصادف بودم . یک وانت پیکان کوبید به یک روزنیز . کاپوت و سپر و چراغ و ... وانت پیکان له شد اما رونیز آسیب چندانی ندیده بود. راننده وانت پیکان که مقصر هم بود به محض دیدن یک خانم پشت فرمان،شروع به داد و هوار کرد . کمی پایین تر یک موتوری کوبیده بود به یک پژو 405 و هر دو با هم هوار می کشیدند . سر خیابان روزنامه یک موتوری و یک پیکان به هم زده بودند . راننده موتور وسط خیابان افتاده بود و راننده پیکان فقط فریاد می کشید . این تصادف ها در مسیر کوتاه پارک وی تا ایرانشهر اتفاق افتاد . معلوم نیست در شهر چه خبر است ؟

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 14:21  توسط زهرا علی اکبری  | 

برگزاری سالگردها در ایران هم حدیث مفصل و البته گاهی اوقات خنده داری است . امروز سیزدهم آبان است و به سنت هر سال راهپیمایی به مناسبت سالروز تسخیر سفارت امریکا توسط عده ای از دانش آموزان و اقشار مختلف مردم  بر گزار شد . اما نگاهی به زمان حال برخی از دانشجویان دیروز و گوشه نشینان امروز نه تنها خالی از لطف نیست بلکه بسیار عبرت آموز خواهد بود .

 

معصومه ابتکار : معصومه ابتکارهمان خواهرمری است که به دلیل آشنایی اش با زبان انگلیسی برای ترجمه به جمع دانشجویان پیرو خط امام پیوست . مسیر زندگی او در همین جا دستخوش تغییرات جدی شد چراکه با یکی از همین دانشجویان به نام محمد هاشمی ازدواج کرد . ابتکار بعد معاون رییس جمهور خاتمی شد . به همین دلیل او که تا دیروز با مانتو شلوار در انظار عمومی ظاهر می شد و خصوصا نوع لباس پوشیدنش در جریان تسخیر لانه جاسوسی جالب به نظر می رسید مجبور شد چادر به سر کند . البته در همین هیات جدید نیز با مخالفت بسیاری از مراجع تقلید و علمای قم مواجه شد . آنها خاتمی را از انتخاب یک مسئول زن بر حذر داشتند . خاتمی نتوانست پای یک  وزیر زن را به کابینه باز کند اما توانست هم او وهم زهرا شجاعی را به عنوان معاون بر گزیند . معصومه ابتکار رییس سابق سازمان محیط زیست هم اینک کاندیدای شورای شهر تهران است . او یکی از عاقبت یه خیر ترین گروگان گیران است . چرا که دفتر سر نوشت برای دیگران روزهایی بسیار متفاوت از آنچه تصور می رفت را رقم زدند . 

 

عباس عبدی : دو بار به زندان رفت . یک بار در زمان ریاست جمهوری هاشمی و یک بار در زمان ریاست جمهوری خاتمی . بار اول برای مخالفت با سیاست های دولت سازندگی ، اما بار دوم به جرم جاسوسی . دانشجوی پیرو خط امام که زمانی به دلیل به تنگ آمدن از فعالیت جاسوس ها در ایران بر آن شد سفارت آمریکا را به همراه دوستانش تسخیر کند بعد ها به جرم جاسوسی به زندان افتاد . جالب آن که درست در روز سیزده آبان  دستگیر شد . او هم اینک یکی از غیرخودی ها حساب می شود.شاید روزی که در مصاحبه ها و سخنرانی ها دائما درباره جاسوس بودن عباس امیر انتظام سخنرانی می کرد و بر آن صحه می گذاشت هیچ گاه تصور نمی کرد که چنین سر نوشتی برای خودش نیز رقم بخورد. عباس امیر انتظام سخنگوی دولت بازرگان ، بعد از تسخیر لانه جاسوسی به عنوان جاسوس دستگیر شد که هنوز هم در زندان است و لقب قدیمی ترین مخالف جمهوری اسلامی را ازآن خود کرد .او مدعی است از سوی عباس عبدی مورد بازجویی قرار گرفته است . عباس عبدی عضو حزب مشارکت شد اما بعد ها با نارضایتی از عملکرد این حزب از آن بیرون آمد . اینک وبلاگی دارد و خط قرمز محسوب می شود . سر نوشت عبدی آن طور نشد که تصور می رفت . 

 

سعید حجاریان : از او به عنوان تئوریسین اصلاحات یاد می شود . شاید از همین رو بود که هدف ترور قرار گرفت . تروری که وی را برای همیشه روی ویلچر نشاند . او مدیر مسئول روزنامه صبح امروز بود . روزنامه ای که کمی دیر تر از بقیه روزنامه ها توقیف شد اما مثل همه آنها هیچ گاه بخت باز گشتن به دکه را نیافت . حجاریان نامش وقتی بر سر زبان ها افتاد که ماجرای قتل های زنجیره ای رو شد و نام سعید اسلامی یا همان سعید امامی از همه جا به گوش می رسید  . جناح راست سعی داشت با مطرح کردن نام حجاریان به عنوان رییس سعید امامی ، تیغ تیز پیکان را متوجه اصلاح طلبان کند . حجاریان نیز بارها و بارها گفت که من اعلام کرده بودم  سعید امامی  قابلیت ترقی ندارد و نباید ارتقای شغلی پیدا کند . اما بعد از بیرون آمدن من این چنین شد . حجاریان از سوی جوانی اهل شهر ری با نام سعید عسگر ترور شد . چهره سعید عسگر هیچ شباهتی با چهره نگاری ها از عامل ترور نداشت . وقتی سعید عسگر برای پاسخ به اتهاماتش وارد دادگاه شد ، پدر و دوستانش صلوات می فرستادند و با صدای بلند او را تشویق می کردند .او گفت با دوستانش در دخمه ( نامی که برای محلگردهمایی شان در شهر ری بر گزیده بودند ) به این نتیجه رسیدند حجاریان مهمترین عامل حرکت اصلاح طلبان است . وقتی حجاریان ترور شد ، روزنامه کیهان در یادداشتی از او با عنوان سعید جان و ... یاد کرد اما به محض نجات وی از مرگ حتمی بار دیگر به جرگه غیر خودی ها پیوست .او یکی از حامیان جدی معین در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بود . از او به عنوان شهید زنده اصلاحات یاد   می شود . دانشجوی پیرو خط امام که برای کور کردن چشم فتنه از دیوار سفارت امریکا بالا رفت بعد ها یکی از اصلی ترین دشمنان مخالفان اصلاحات شد . وقتی محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید بسیاری از رسانه های خارجی از وی به عنوان یکی از گروگانگیران یاد کردند و جنجالی بر سر این موضوع به راه افتاد اما در نهایت  با تکذیب سعید حجاریان مشکل حل شد . حجاریان اعلام کرد احمدی نژاد طرفدار تسخیر سفارت شوروی بود .عکسی که به عنوان عکس احمدی نژاد چاپ شده است فردی است به نام محمدی که کاردار سفارت ایران در افغانستان شد و بعد ها به ایران تحضار شده و به جرم جاسوسی اعدام گردید . ایم هم سر نوشت یکی دیگر از دانشجویان حاضر در گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا .

 

محسن میر دامادی : دبیر کل حزب مشارکت است .اونماینده پر کاری در مجلس ششم بود .در جریان پرونده قتل زهرا کاظمی خبر نگار ایرانی تبار کانادایی تلاش های بسیاری کرد اما با این حال بسیاری از فعالان سیاسی معتقدند او در جناح راست اقبال بیشتری داشت تا در جناح چپ . او نیز مانند بسیاری از  دوستان دوره جوانی اش به کار مطبوعاتی روی آورد . روزنامه او نیز گرفتار تو قیف شد . او هم اینک دبیر کلی مهمترین حزب مخالف سیاست های احمدی نژاد را بر عهده دارد اما نشان داده است در مواقع لزوم حاضر است حتی با موتلفه ائتلاف کند . هم اینک بسیاری از دوستانش در شورای شهر کاندیدا شده اند .

 

ابراهیم اصغر زاده : کاندیدای رد صلاحیت شده ریاست جمهوری . او هم وارد وادی مطبوعات شده و دبیر کل حزب همبستگی شد اما خبر های تایید شده ای درباره تاسیس حزبی جدید از سوی وی به گوش می رسد . او در شورای اول عضویت داشت اما متاسفانه کارنامه خوبی از خود به جا نگذاشت . دعواهای بسیار،عدم سازش و تمایل به افشاگری سبب شد که نه اوونه هیچ یک از اصلاح طلبان دردوره دوم نتوانند رای بیاورند .

 

و اما بقیه : این نامها برای بسیاری شناخته شده بود . دانشجویان دیگری هم در این گروه بودند که کاری کردند کارستان ! تسخیر سفارت آمریکا عاملی بود برای سقوط دموکرات ها . وقتی کارتر ، بعد از ریاست جمهوری ریگان سوار بر هواپیما بود ، کاخ سفید را نشان داد و گفت : شاید اگر ماجرای گروگانگیری پیش نمی آمد من و همراهانم آنجا بودیم اما مطمئن نیستم حضور در آنجا اسباب خوشحالی مان می شد یا خیر . روابط سیاسی ایران و آمریکا از آن تاریخ تا کنون قطع شده است و مخاصمات اخیرا رو به افزایش گذاشته است . اغلب کسانی که روزی در تسخیر سفارت امریکا حضور داشتند امروز از کرده پشیمانند و ابایی ندارند که این پشیمانی را بر بان بیاورند . اما دیروز روز سیزده آبان بود .جمعیت زیادی مقابل سفارت سابق آمریکاحضور داشت که یک صدا فریاد می زد مرگ بر آمریکا . خبری از خواهرمری و عباس عبدی و ابراهیم اصغر زادا و حبیب ا... بیطرف ( وزیر نیروی دولت خاتمی که به دلیل سکته در بیمارستان بستری است ) و حجاریان و ... نبود . اما با این حال این مراسم مخصوص سیزده آبان بود .  بعد ها درباره نقش موسوی خویینی ها در این ماجرا به تفصیل خواهم نوشت .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 16:16  توسط زهرا علی اکبری  | 

 این یادداشت را روز شنبه در روزنامه فرهنگ آشتی نوشتم . البته طبق معمول خیلی از مطالبش سانسور شد و یادداشت پراکنده ای از آب در آمد . من هم حال اضافه کردن تکه پاره های حذفی را ندارم پس خود مطلب را می گذارم تا بعد برسم به سانسوری ها :  

 

رئيس‌جمهور محترم‌ چند روز پيش‌ در جريان‌ يکى‌ ديگر از ديدارهاى‌ مردمى‌ اش‌ اعلام‌ کرد: (تا قله‌ هسته‌اي، يک‌ يا حسين‌ ديگر) اين‌ شعار با مضمونى‌ متفاوت، پيش‌ از برگزارى‌ انتخابات‌ نهم‌ رياست‌ جمهورى‌ بارها و بارها از سوى‌ حاميان‌ رييس‌جمهور به‌ گوش‌ رسيد.تارفع‌ تبعيض‌ و فقر، يک‌ ياحسين‌ ديگر. اين‌ شعار وقتى‌ نتايج‌ اولين‌ مرحله‌ انتخابات‌ اعلام‌ شد بر صفحه‌ يک‌ کيهان‌ به‌ عنوان‌ تيتر يک‌ نقش‌ بست. اين‌ بار مصرع‌ دوم‌ يعنى‌ يک‌ ياحسين‌ ديگر پابرجاست‌ و آنچه‌ عوض‌ شده‌ است‌ مطالبه‌ اول‌ است. رفع‌ تبعيض‌ و فقر ياقله‌ هسته‌اي؟ آيا راه‌ رسيدن‌ به‌ رفع‌ تبعيض‌ و فقر از قله‌ هسته‌اى‌ مى‌گذرد؟ بى‌شک‌ امروز هم‌ مسولان‌ و هم‌ عموم‌ مردم‌ خواستار و پشتيبان‌ پيشرفت‌هاى‌ هسته‌اى‌ هستند اما سوال‌ اينجاست‌ که‌ وقتى‌ آقاى‌ احمدى‌ نژاد شعار کليدى‌ تا رفع‌ تبعيض‌ و فقر يک‌ ياحسين‌ ديگر را به‌ تا قله‌ هسته‌اي، يک‌ يا حسين‌ ديگر تغيير مى‌دهند آيا رفع‌ تبعيض‌ و فقر از نظر ايشان‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ يا اينکه‌ آن‌ شعار هم‌ در کنار اين‌ شعار همچنان‌ موجوديت‌ دارد؟اين‌ روزها، ايران‌ يکى‌ از حساس‌ترين‌ مراحل‌ تاريخى‌ خود را پشت‌ سر مى‌گذارد و آنچه‌ رخ‌ مى‌دهد بى‌شک، فرازى‌ مهم‌ از تاريخ‌ پرحادثه‌ اين‌ ملک‌ را رقم‌ خواهد زد. احمدى‌ نژاد، در روزهايى‌ که‌ تنور مبارزات‌ انتخاباتى‌ داغ‌ بود از در معيشت‌ درآمد. درباره‌ فساد اقتصادى‌ سخن‌ گفت‌ و برقرارى‌ عدالت‌ حضور نفت‌ بر سفره‌هاى‌ مردم. قول‌ مبارزه‌ با فساد و مفسدان‌ را داد و احياى‌ ارزش‌هاى‌ اسلامي. بازگشت‌ به‌ خويشتن‌ ‌ شاه‌ بيت‌ بسيارى‌ از سخنان‌ رئيس‌جمهور بود اما اينک‌ که‌ يک‌ سال‌ از فعاليت‌ دولت‌ نهم‌ مى‌گذرد بايد ديد کدام‌ يک‌ از شعارهاى‌ رييس‌جمهور تحقق‌ يافته‌ است.تا جايى‌ که‌ حافظه‌ يارى‌ مى‌کند احمدى‌ نژاد پيش‌ از تکيه‌ زدن‌ بر مسند قدرت‌ همواره‌ از مى‌شود و مى‌توانيم‌ در سخنان‌ خود استفاده‌ مى‌کرد اما حالا از دست‌هاى‌ پنهان‌ براى‌ زمين‌ زدن‌ دولت‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آورده‌ است‌ و مشکلات‌ و مسائلى‌ که‌ دولت‌ را از رسيدن‌ به‌ اهداف‌ بازداشته‌ است. اين‌ گلايه‌ها در شرايطى‌ مطرح‌ مى‌شود که‌ مجلس‌ هفتم‌ و شوراهاى‌ شهر تهران‌ دو نهاد انتخابى‌و ساير نهادهاى‌ انتصابى‌ همسو با دولت‌ هستند و نه‌ مقابل‌ آن.دليل‌ اين‌ مدعا، ستايش‌ چند باره‌ آيت‌ا...جنتي، دبير شوراى‌ نگهبان‌ از احمدى‌ نژاد است. در خطبه‌هاى‌ نماز جمعه‌ و سخنرانى‌هايى‌ غير از نماز جمعه. نه‌ فقط‌ جنتى‌ که‌ ساير خطباى‌ جمعه‌ در سراسر کشور نيز همسويى‌ خود با دولت‌ و سياست‌ هايش‌ را اعلام‌ کرده‌اند. با اين‌ حال‌ دولت راضى نيست معضلاتى‌ سبب‌ شده‌ کمتر از قبل‌ مى‌شود و مى‌توانيم‌ در سخنان‌ رييس‌جمهوربه‌ گوش‌ برسد. آيا با گذشت‌ زمان‌ آقاى‌ رئيس‌جمهور به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ است‌ که‌ نمى‌شود و نمى‌توانيم؟ رئيس‌جمهور در پايان‌ يکسال‌ فعاليت‌ خود گزارشى‌ به‌ مردم‌ ارايه‌ داد درباره‌ تغييرات‌ مثبت‌ نسبت‌ به‌ سال‌ قبل‌ و سال‌هاى‌ قبل‌تر. با اين‌ حال‌ هيچ‌ توضيح‌ مفيدى‌ درباره‌ ميزان‌ تحقق‌ شعارهاى‌ انتخاباتى‌ داده‌ نشد. تغيير جبرى‌ است‌ که‌ به‌ واسطه‌ گذشت‌ زمان‌ محقق‌ مى‌شود. وضعيت‌ ايران‌ نسبت‌ به‌ صدسال‌ قبل‌ تغييرات‌ فراوانى‌ را تجربه‌ کرده‌ است‌ اما آيا توسعه‌ يافته‌ شده‌ است؟آرى يا خير؟اگر گزينه‌ دوم‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ انتخاب‌ نشود بى‌شک‌ پاسخى‌ درباره‌ علل‌ عقب‌ ماندگى‌ فاحش‌ از کشورهايى‌ نظير کره‌ جنوبى‌ ترکيه، مالزي، اندونزي، سنگاپور و... که‌ زمانى‌ روياى‌ رسيدن‌ به‌ ايران‌ را در سر مى‌پروراندند، وجود نخواهد داشت. ما نسبت‌ به‌ خودمان‌ تغيير‌ کرده‌ايم‌ اما نه‌ نسبت‌ به‌ برنامه‌هايى‌ که‌ در سر داشتيم‌ و جايگاهى‌ که‌ در خيال‌ براى‌ خودمان‌ دست‌ و پا کرده‌ بوديم. رئيس‌جمهورمحترم، در راستاى‌ اجراى‌ سياست‌هاى‌ مصوب‌ نظام، فعاليت‌هاى‌ هسته‌اى‌ را پيگيرى‌ کرده‌اند. محمد خاتمى‌ چندى‌ است‌ که‌ در گفت‌ و گوها و سخنرانى‌هاى‌ خود اعلام‌ مى‌کند که‌ تحرک‌ و افتخارات‌ هسته‌اى‌ متعلق‌ به‌ دولت‌ من‌ است! در حالى‌ که‌ اگر رئيس‌جمهور ديگرى‌ نيز غير از احمدى‌ نژاد بر اين‌ مسند تکيه‌ مى‌زد همين‌ راهى‌ را مى‌رفت‌ که‌ احمدى‌ نژاد رفته‌ است. مگر نه‌ اينکه‌ هم‌ پذيرش‌ سياست‌ تعليق‌ در اواخر دوره‌ رياست‌ جمهورى‌ خاتمى‌ سياست‌ مصوب‌ نظام‌ بود و هم‌ آغاز فعاليت‌ غنى‌سازي، دولت‌ در اين‌ ميان‌ هرچه‌ باشد و هرکه‌ باشد مجرى‌ سياستى‌ است‌ که‌ مجموعه‌ نظام، مصوب‌ مى‌نمايد. پس‌ در اين‌ ميان‌ احمدى‌ نژاد نبايد براى‌ نشان‌ دادن‌ افتخارات‌ دولتش‌ علم‌ هسته‌اى‌ را بالاى‌ سر ببرد. از زمان‌ روى‌ کار آمدن‌ احمدى‌ نژاد تا امروز مردم‌ تغيير چندانى‌ را احساس‌ نکرده‌اند و افکار عمومى‌ در ميانه‌ فشارهاى‌ اقتصادى‌ و گرانى‌ و بى‌عدالتى‌ و فساد تبعيض‌ در انتظارند ميزان‌ تحقق‌ شعارهاى‌ دولت‌ اصولگرا را در عمل‌ ببينند.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 23:53  توسط زهرا علی اکبری  | 

اظهارات رییس جمهور محترم در مورد مخالفت با شعار دو بچه کافی نیست خوب وسیله ای شده است برای انحراف از بحث های اصلی و اساسی . در حالی که بحث تحریم هر روز جدی و جدی تر می شود و اوضاع اقتصادی روز به روز خراب تر و اقتصاد لحظه به لحظه نحیف تر ، طنز رییس جمهور که بی شک تاریخی خواهد شد کار خود را کرد و سبب شد همه به کنترل جمعیت بپردازند و مضرات و مزایایش . مقامات مسئول نیز با میل و رغبت تن به سئوالات متعدد همکاران گرامی می دهند و می گذارند هر چه بیشتر این بحث در جامعه مطرح شود . غلامحسین الهام سخنگوی دولت گفته است این سخنان نظر شخصی رییس جمهور است و تغییری در سیاست های مصوب ایجاد نمی کند . وزیر بهداشت نیز گفته است که برنامه تنظیم خانواده ادامه می یابد . هر که هم در این تعطیلی دستش به تریبونی رسیده در این مورد اظهار نظر کرده است . عجب از این ...
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 18:10  توسط زهرا علی اکبری  | 

تعطیلات غیر منتظره چهار روزه در کشور سبب شد بسیاری از کسانی را که مدتها بود ندیده بودم ببینم . کسانی که به یمن قابل برنامه ریزی بودن تعطیلات عید نوروز نیز هیچ گاه در دسترس نیستند .
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 17:58  توسط زهرا علی اکبری  |