حداد عادل این روزها سعی دارد بر صدر اخبار بنشیند . رییس مجلس سفر می رود ، سخنرانی می کند و در مجامعی شرکت می کند که بسیاری گمان برند در صد است برای انتخابات آتی وارد گود شود . او که در مجلس ششم با شکایت توانست به جرگه نمایندگان بپیوندد در مجلس هفتم رییس شد و در مجلس بعدی شاید کاره ای نباشد . اگر قصد داشته باشد رییس جمهور شود . قصد دارد ؟


این عکس متعلق به سید محمد خاتمی است . لیلا و نرگس ، دخترانش هم در عکس هستند . عکسی متعلق به حدود بیست و پنج سال پیش . کسی فکر می کرد بیست سال بعد سرنوشت برای سید محمد خاتمی تکیه زدن بر مسند ریاست جمهوری را رقم خواهد زد ؟
می خواهم خودم باشم
گاهی به شعری
گاهی به آهی
گاهی به راهی
مهمان شوم
این را یکی از دوستان خوبم دیشب برایم خواند . نخواست نامش برده شود . اما موافق بود با گذاشتن قطعه اش در این جا . دنیای مجازی .
رییس جمهور در مراسم تودیع و معارفه رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی حرف های جالبی زده است . گفته حرکت سازمان مدیریت و برنامه ریزی در 27 سال اخیر اشتباه بوده است . چون در ایران ما در یک جا پیشرفت کرده ایم اما در خیلی جاها عقب مانده ایم . آن هم بدجوری . مثلا فرودگاه ساخته ایم اما پرواز ندارد . بیمارستان ساخته ایم ، تجهیزات ندارد . ماشین ساخته ایم ، جاده ندارد . تجهیزات به یک بیمارستان رسانده ایم که مریض ندارد . سد ساخته ایم ، شبکه توزیع آب ندارد. فکر کنم لازم به توضیح بیشتر نباشد . خودتان بتوانید بقیه این مطلب را کامل کنید .
لغو برنامه کنترل جمعیت و تشویق شهروندان به داشتن فرزند بیشتر یکی از سیاست های محوری دولت نهم است . اول با شوخی و کنایه و ... مطرح شد اما ذاکر اصفهانی ، رییس مرکز مطالعات استراتژیک نهاد ریاست جمهوری آب پاکی را روی دست همه ریخت و اعلام کرد که تیمی در این مرکز در حال بررسی این موضوع است . بحث بر سر کنترل یا عدم کنترل جمعیت نه جدید است و نه تازه . آقای رییس جمهور هم مثل بسیاری از مذهبیون اعتقاد دارند کنترل جمعیت سبب خواهد شد جمعیت مسلمانان کم شود و جمعیت معارضین زیاد . به گفته ذاکر او معتقد است که با افزایش نفوس می شود قدرتمند شد . جالب این جاست که بعضی از کارشناسان حامی دولت نیز مانند رییس جمهور معتقدند رابطه جمعیت و توسعه یافتگی ثابت نشده است . جالب است این ماجرا . یعنی نمی توان متوجه شد که وضعیت روحی و روانی و مالی و ...خانواده ای که دو فرزند دارند بهتر است تا اعضای یک خانواده پنج فرزندی ؟
سفر رییس جمهور به کردستان حاشیه های جالبی داشت . یکیش این .یکیش عکس پایینی و بقیه را هم این جا ببینید عکس های دیدنی
اگر گفتین این کیه ؟
کلی با دوستان بحث کردیم که قرار بود درباره شغل ، میزان تحصیلات و همچنین استفاده از اینترنت و ... هم سئوالاتی پرسیدهشود . حتی یکی از مسئولان می گفت قرار است از مردم بپرسیم که ماهواره هم دارند یا نه اما ماموری که به خانه ما مراجعه کرد همین اندک سئوالات را هم فراموش کرد . تنها پرسید در این خانه چندنفر زندگی می کنند ؟ شماره تلفن شما چند است ؟ شاغلید ؟و بعد پرونده را بست که برود . گفتم یک سری از سئوالات را نپرسیدید گفت من کارشناسن ، نه شما . حالا نمی دانمنتیجه کارشناسی این طوری به درد کارشناسی مملکت هم خواهد خورد یا نه . این هم یک جور سرشماریه
دو - یک اس ام اس در ایام سر شماری برای بعضی ها فرستاده شد . برای بعضی ها که نه ، برای خیلی ها . ۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱ یک خط دیگر بکش و بفرست برای نفر بعدی . (روش جدید سرشماری ) . فکر نکنم این روش فرقی با روش سرشماری مرکز آمار داشته باشد .
دو - ایران اگر بتواند به بزرگترین کشور هسته ای جهان هم تبدیل شود با این بروکراسی راهی به جایی ندارد .
این عکس به دلایلی که نمی دانم بعضی مواقع باز نمی شد . امیدوارم این بار دیگه مشکلی پیش نیاید . این بچه را ببینید و لذت ببرید.
معاون اول رییس جمهور برای بررسی میزان تحقق وعده ها ی داده شده در سفرهای استانی به خراسان جنوبی سفر کرده است . این پارچه نوشته ها گویای همه چیز است و خود ناچیز .
امروز شاهد سه تصادف بودم . یک وانت پیکان کوبید به یک روزنیز . کاپوت و سپر و چراغ و ... وانت پیکان له شد اما رونیز آسیب چندانی ندیده بود. راننده وانت پیکان که مقصر هم بود به محض دیدن یک خانم پشت فرمان،شروع به داد و هوار کرد . کمی پایین تر یک موتوری کوبیده بود به یک پژو 405 و هر دو با هم هوار می کشیدند . سر خیابان روزنامه یک موتوری و یک پیکان به هم زده بودند . راننده موتور وسط خیابان افتاده بود و راننده پیکان فقط فریاد می کشید . این تصادف ها در مسیر کوتاه پارک وی تا ایرانشهر اتفاق افتاد . معلوم نیست در شهر چه خبر است ؟
برگزاری سالگردها در ایران هم حدیث مفصل و البته گاهی اوقات خنده داری است . امروز سیزدهم آبان است و به سنت هر سال راهپیمایی به مناسبت سالروز تسخیر سفارت امریکا توسط عده ای از دانش آموزان و اقشار مختلف مردم بر گزار شد . اما نگاهی به زمان حال برخی از دانشجویان دیروز و گوشه نشینان امروز نه تنها خالی از لطف نیست بلکه بسیار عبرت آموز خواهد بود .
معصومه ابتکار : معصومه ابتکارهمان خواهرمری است که به دلیل آشنایی اش با زبان انگلیسی برای ترجمه به جمع دانشجویان پیرو خط امام پیوست . مسیر زندگی او در همین جا دستخوش تغییرات جدی شد چراکه با یکی از همین دانشجویان به نام محمد هاشمی ازدواج کرد . ابتکار بعد معاون رییس جمهور خاتمی شد . به همین دلیل او که تا دیروز با مانتو شلوار در انظار عمومی ظاهر می شد و خصوصا نوع لباس پوشیدنش در جریان تسخیر لانه جاسوسی جالب به نظر می رسید مجبور شد چادر به سر کند . البته در همین هیات جدید نیز با مخالفت بسیاری از مراجع تقلید و علمای قم مواجه شد . آنها خاتمی را از انتخاب یک مسئول زن بر حذر داشتند . خاتمی نتوانست پای یک وزیر زن را به کابینه باز کند اما توانست هم او وهم زهرا شجاعی را به عنوان معاون بر گزیند . معصومه ابتکار رییس سابق سازمان محیط زیست هم اینک کاندیدای شورای شهر تهران است . او یکی از عاقبت یه خیر ترین گروگان گیران است . چرا که دفتر سر نوشت برای دیگران روزهایی بسیار متفاوت از آنچه تصور می رفت را رقم زدند .
عباس عبدی : دو بار به زندان رفت . یک بار در زمان ریاست جمهوری هاشمی و یک بار در زمان ریاست جمهوری خاتمی . بار اول برای مخالفت با سیاست های دولت سازندگی ، اما بار دوم به جرم جاسوسی . دانشجوی پیرو خط امام که زمانی به دلیل به تنگ آمدن از فعالیت جاسوس ها در ایران بر آن شد سفارت آمریکا را به همراه دوستانش تسخیر کند بعد ها به جرم جاسوسی به زندان افتاد . جالب آن که درست در روز سیزده آبان دستگیر شد . او هم اینک یکی از غیرخودی ها حساب می شود.شاید روزی که در مصاحبه ها و سخنرانی ها دائما درباره جاسوس بودن عباس امیر انتظام سخنرانی می کرد و بر آن صحه می گذاشت هیچ گاه تصور نمی کرد که چنین سر نوشتی برای خودش نیز رقم بخورد. عباس امیر انتظام سخنگوی دولت بازرگان ، بعد از تسخیر لانه جاسوسی به عنوان جاسوس دستگیر شد که هنوز هم در زندان است و لقب قدیمی ترین مخالف جمهوری اسلامی را ازآن خود کرد .او مدعی است از سوی عباس عبدی مورد بازجویی قرار گرفته است . عباس عبدی عضو حزب مشارکت شد اما بعد ها با نارضایتی از عملکرد این حزب از آن بیرون آمد . اینک وبلاگی دارد و خط قرمز محسوب می شود . سر نوشت عبدی آن طور نشد که تصور می رفت .
سعید حجاریان : از او به عنوان تئوریسین اصلاحات یاد می شود . شاید از همین رو بود که هدف ترور قرار گرفت . تروری که وی را برای همیشه روی ویلچر نشاند . او مدیر مسئول روزنامه صبح امروز بود . روزنامه ای که کمی دیر تر از بقیه روزنامه ها توقیف شد اما مثل همه آنها هیچ گاه بخت باز گشتن به دکه را نیافت . حجاریان نامش وقتی بر سر زبان ها افتاد که ماجرای قتل های زنجیره ای رو شد و نام سعید اسلامی یا همان سعید امامی از همه جا به گوش می رسید . جناح راست سعی داشت با مطرح کردن نام حجاریان به عنوان رییس سعید امامی ، تیغ تیز پیکان را متوجه اصلاح طلبان کند . حجاریان نیز بارها و بارها گفت که من اعلام کرده بودم سعید امامی قابلیت ترقی ندارد و نباید ارتقای شغلی پیدا کند . اما بعد از بیرون آمدن من این چنین شد . حجاریان از سوی جوانی اهل شهر ری با نام سعید عسگر ترور شد . چهره سعید عسگر هیچ شباهتی با چهره نگاری ها از عامل ترور نداشت . وقتی سعید عسگر برای پاسخ به اتهاماتش وارد دادگاه شد ، پدر و دوستانش صلوات می فرستادند و با صدای بلند او را تشویق می کردند .او گفت با دوستانش در دخمه ( نامی که برای محلگردهمایی شان در شهر ری بر گزیده بودند ) به این نتیجه رسیدند حجاریان مهمترین عامل حرکت اصلاح طلبان است . وقتی حجاریان ترور شد ، روزنامه کیهان در یادداشتی از او با عنوان سعید جان و ... یاد کرد اما به محض نجات وی از مرگ حتمی بار دیگر به جرگه غیر خودی ها پیوست .او یکی از حامیان جدی معین در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بود . از او به عنوان شهید زنده اصلاحات یاد می شود . دانشجوی پیرو خط امام که برای کور کردن چشم فتنه از دیوار سفارت امریکا بالا رفت بعد ها یکی از اصلی ترین دشمنان مخالفان اصلاحات شد . وقتی محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید بسیاری از رسانه های خارجی از وی به عنوان یکی از گروگانگیران یاد کردند و جنجالی بر سر این موضوع به راه افتاد اما در نهایت با تکذیب سعید حجاریان مشکل حل شد . حجاریان اعلام کرد احمدی نژاد طرفدار تسخیر سفارت شوروی بود .عکسی که به عنوان عکس احمدی نژاد چاپ شده است فردی است به نام محمدی که کاردار سفارت ایران در افغانستان شد و بعد ها به ایران تحضار شده و به جرم جاسوسی اعدام گردید . ایم هم سر نوشت یکی دیگر از دانشجویان حاضر در گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا .
محسن میر دامادی : دبیر کل حزب مشارکت است .اونماینده پر کاری در مجلس ششم بود .در جریان پرونده قتل زهرا کاظمی خبر نگار ایرانی تبار کانادایی تلاش های بسیاری کرد اما با این حال بسیاری از فعالان سیاسی معتقدند او در جناح راست اقبال بیشتری داشت تا در جناح چپ . او نیز مانند بسیاری از دوستان دوره جوانی اش به کار مطبوعاتی روی آورد . روزنامه او نیز گرفتار تو قیف شد . او هم اینک دبیر کلی مهمترین حزب مخالف سیاست های احمدی نژاد را بر عهده دارد اما نشان داده است در مواقع لزوم حاضر است حتی با موتلفه ائتلاف کند . هم اینک بسیاری از دوستانش در شورای شهر کاندیدا شده اند .
ابراهیم اصغر زاده : کاندیدای رد صلاحیت شده ریاست جمهوری . او هم وارد وادی مطبوعات شده و دبیر کل حزب همبستگی شد اما خبر های تایید شده ای درباره تاسیس حزبی جدید از سوی وی به گوش می رسد . او در شورای اول عضویت داشت اما متاسفانه کارنامه خوبی از خود به جا نگذاشت . دعواهای بسیار،عدم سازش و تمایل به افشاگری سبب شد که نه اوونه هیچ یک از اصلاح طلبان دردوره دوم نتوانند رای بیاورند .
و اما بقیه : این نامها برای بسیاری شناخته شده بود . دانشجویان دیگری هم در این گروه بودند که کاری کردند کارستان ! تسخیر سفارت آمریکا عاملی بود برای سقوط دموکرات ها . وقتی کارتر ، بعد از ریاست جمهوری ریگان سوار بر هواپیما بود ، کاخ سفید را نشان داد و گفت : شاید اگر ماجرای گروگانگیری پیش نمی آمد من و همراهانم آنجا بودیم اما مطمئن نیستم حضور در آنجا اسباب خوشحالی مان می شد یا خیر . روابط سیاسی ایران و آمریکا از آن تاریخ تا کنون قطع شده است و مخاصمات اخیرا رو به افزایش گذاشته است . اغلب کسانی که روزی در تسخیر سفارت امریکا حضور داشتند امروز از کرده پشیمانند و ابایی ندارند که این پشیمانی را بر بان بیاورند . اما دیروز روز سیزده آبان بود .جمعیت زیادی مقابل سفارت سابق آمریکاحضور داشت که یک صدا فریاد می زد مرگ بر آمریکا . خبری از خواهرمری و عباس عبدی و ابراهیم اصغر زادا و حبیب ا... بیطرف ( وزیر نیروی دولت خاتمی که به دلیل سکته در بیمارستان بستری است ) و حجاریان و ... نبود . اما با این حال این مراسم مخصوص سیزده آبان بود . بعد ها درباره نقش موسوی خویینی ها در این ماجرا به تفصیل خواهم نوشت .
|
|||||