تبليغاتX
محاق
نوشته های یک روزنامه نگار
فکر می کنم دارم پوست می اندازم . حس خوبی است . تا به حال چنین حسی داشته اید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 20:35  توسط زهرا علی اکبری  | 

تعطیلات عید هم گذشت و وبلاگ بنده هم از تعطیلات اجباری بیرون آمد . سال نو با هزارات تغییر و برنامه پیش بینی نشده آغاز شد . البته بگویم که من هیچ وقت برنامه پیش بینی شده ای در زندگی ندارم اما خوب همین بدون برنامگی هم گاهی برنامه است دیگه .

اول فروردین ما با ازدواج یک دوست عزیز آغاز شد . آقا ازدواج فوق العاده ای بود . می نویسم تا باشد که آیندگان نیز از آن تبعیت کنند . این دوستان گرامی ما صبح اول فروردین راه افتادند و به اتفاق خانواده ها رفتند محضر عقد کردند و ناهاری به همراهانشان دادند و بعد هم به همه اس ام اس زدند که بله ما زندگی مشترکمان را آغاز کردیم . ساعت چهار روز اول فروردین بود که امین یکی دیگر از دوستان زنگ زد و با هیجان گفت خبر دارید فرشته ازدواج کرده است ؟ او به مناسبت همین ازدواج مهمانی ترتیب داد و رفتیم . عالی . وقتی عروس و داماد تصمیم گرفتند بروند ما هم همراهشان رفتیم و یک کار غیر اخلاقی کردیم .  بوق بوق بازی . بله راه افتادیم روز اول سالی توی خیابان و بوق می زدیم . ملت نگاه می کردند چه خبره . آخه عروس و داماد ما لباس هایشان با ما هیچ فرقی نداشت . بعد هم همراه آنها رفتیم شیر موز خوردیم و بستنی و آمدیم خانه .

روز دوم یکی از بچه ها زنگ زد که هستید من دارم میام خانه شما . گفتیم هستیم . آمد حالش خیلی خراب بود اما چیزی تعریف نمی کرد . دائم راه می رفت . گفت نوار سایه را بگذار . گذاشتم نشست و عمیق گوش داد . بعد که خواست برود گفت می دانید فلانی - یکی از بچه ها که ۵/۱ سالی می شد بی دلیل ترک همه را گفته بود از خانمش جدا شده . باور کنید همه شیرینی ازدواج منحصر به فرد فرشته از سرمان پرید . ماجراها بود اما برای این که روده درازی نشود همین بس که بگویم همه روز روزه بودن    همه شب نماز کردن . والا توی این سیزده چهارده روز شاید سیزده چهارده ساعت درست حسابی نخوابیده باشم . هر شب مهمانی و شب زنده داری و هر روز مهمانی های و بیداری .  فکر می کنم روزهای باقی مانده سال باید کاری کنم که این کمبود خواب جبران بشود . امسال با تغییر برای من شروع شد . شیوه کار روزنامه نگاری ام را تغییر داده ام . دعا کنید موفق بشوم .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 21:23  توسط زهرا علی اکبری  |