تبليغاتX
محاق
نوشته های یک روزنامه نگار
یک - فهمیدید زلزله آمد ؟

دو - می دانید قبل از زلزه به چی فکر می کردم ؟ این که وبالگ من در بعضی شهرها فیلتر شده است . واقعا که . ببین دیگه چه خبره .

سه - آخه این موضوع این قدر مهم هست که هنوز بعد از آمدن زلزله هم بهش فکر بشه . نه والا . پس چرا یادم مونده خودم هم نمیدونم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 18:39  توسط زهرا علی اکبری  | 

نمی دانم چرا ما عادت کردیم صورت مساله را پاک کنیم . چند روز پیش رادیو برنامه ای پخش می کرد درباره قطع ارتباط مردم با سینما . گوینده می گفت بله یک باند قاچاقچی ُ سینمای ایران را نشانه گرفته اند و با وارد کردن کپی های فیلم های روی پرده به بازار باعث شده اند که مردم سینما نروند و صنعت سینما شکست بخورد . خوب . بله درست . این کار غیر قانونی است و این آدم ها که کپی فیلم های روی پرده را بیرون می دهند نه از بیرون آمده اند و نه از مرکز توزیع مواد مخدر و نه از بقالی سر کوچه ما و نه از هیچ کجای دیگر . کارشان هم نه رانندگی تاکسی است و نه فروش عتیقه و نه باستان شناسی و نه تولید کاغذ و نه هیچ چیز دیگر . این آدم ها از همان اهالی محترمی هستند که در صنعت سینمای ایران حضور دارند و خودشان با دست های مبارک خودشان کپی ها را بیرون می دهند . حالا هی تهیه کننده و کارگردان جز بزنه که وای فیلم من فروش نرفت . به درک که فروش نرفت . به آن آقایی که فقط به جیب خودش فکر می کنه نه جیب یک صنعت چه ؟ اصلا چه ربطی داشت . آن کسی که کپی را بیرون می دهد کارگردان که نیست ،تهیه کننده هم نیست اما هزار تا شغل دیگه می شود داشت و باز هم در سینما بود . به جد می گویم این آقایان و خانم های غیر قانونی توی همین صنعت هستند .

حالا چرا فقط چسبیدیم به یک عده قاچاقچی ؟ یا دزد . فرقی نداره که . چه پولی از جیب یک آدم برداری چه نگذاری پولی به جیب یک آدم بره . کار قاچاقی کردی و دزدی و مجرمی دیگه . اما همه قضیه این نیست . توجه کنید رابطه مردم با صنعت سینما قطع نشده . رابطه مردم با سالن سینما قطع شده . والا کپی فیلم های ایران توی همه خونه ها هست و همه هم دیدن . فراگیری صنعت سینما هم بیشتر از قبل شده ُ با یک فرق . پولی برای این رونق به جیب خود صنعت نمی رود . حالا به جای این که این قدر فریاد بکشید آی دزد آی دزد ، بروید ببینید چرا مردم به سینما نمی روند .صورت مساله را پاک نکنید .  والا هوا سنگینه . میگین نه ؟ از خونه بیرون بیاین .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 18:36  توسط زهرا علی اکبری  | 

یک - انگار وبلاگ بنده در بعضی شهرها فیلتر شده است . به حق چیزهای ندیده و نشنیده .

دو - آن قدر مطلب برای نوشتن زیاد است که نمی شود نوشت . نمی دانم از کجا شروع کنم و در کجا تمام کنم .

سه - آقا لزوم ترویج ازدواج موقت و سهمیه بندی بنزین و مبارزه با بدحجابی و رفع بیکاری و هدفمندی یارانه ها و فعالیت های هسته ای و حملات لفظی شدیدی به اسراییل و ... همگی در یک راستاست . آنها که این طور فکر نمی کنند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 16:36  توسط زهرا علی اکبری  | 

چند روزی است به وبلاگ هر دوستی سر می زنم نوشته اند درباره بد حجابی و مبارزه با ارذل و اوباش و ... . صحنه هایی از دستگیری ارذل و اوباش هم که توسط خود نیروی انتظامی فیلم برداری شده است موبایل به موبایل می گردد تا همه اهل شهر ببینند و عبرت بگیرند . نمی دانم چرا کار جامعه بعد از سی سال به اینجا رسیده که با همه چیزش باید مبارزه شود . با همه چیز . این وضعیت محصول کدام سیاست گذاری هاست . تار مویی این قدر اهمیت دارد ؟ معتاد تزریقی سرنگ آلوده اش را به پای خبرنگار فرو می کند و کسی جوابگو نیست . ارذل و اوباش ُ ارذل و اوباش به دنیا نیامده اند که سزایشان این تحقیر در ملا عام باشد . آیا این خشونت دوای درد جامعه خواهد بود ؟در اینجا مبارزه حرف اول را می زند و من این روزها سخت غمگینم . غمگین تر از آن که بتوانم چیزی بگویم یا بنویسم .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 18:43  توسط زهرا علی اکبری  |