بايد براي روزنامه تسليتي بفرستيم
ديگر تمام شد . منتظرش بوديم . نه حالا . نمي دانم از چندم تيرماه . نمي دانم از چندم گرما . مبارزه سختي داشت او با مرگ . هيچ كس باور نمي كند مي ميرد . او هم باور نداشت . آن قدر مبارزه مي كرد كه من نگراني ام از آن بود كه نمي خواهد بميرد و روز به روز بيشتر به مرگ نزديك مي شود . يكي از روزهايي كه رفته بودم بيمارستان در اتاق عمل بود . وقتي او را آوردند بيهوش بود . همه گريه مي كردند اما در همان حال بيهوشي و هوشياري من را ديده بود و نشاني لباس هايم را دقيق و درست داده بود . دوباره كه رفتم بيمارستان در اتاق "آي سي يو " بود . آرام شده بود . نگاهش اتفاقا فروغ داشت . دستش را گرفتم و تلاش كردم گريه نكنم . اما او گريه كرد و گفت قدر زندگيت را بدان و خوش بگذران . اشك هايم ريخت روي دستش و گفتم اگر گريه كني ديگر نمي آيم بيمارستان . دستم را فشار داد و گفت : من از خوشحالي گريه مي كنم وقتي مي بينم تو هستي و اين قدر براي بقيه عزيزم . گفت : من جواني كردم ، خوش گذراندم و هيچ چيز براي از دست دادن ندارم . قدر زندگيتان را بدانيد . من آن شب از آرامش او آزرده شدم . تا صبح خواب به چشمم نيامد . گريه كردم و خواب تلخي رفتم . نمي دانم چندم مرداد بود . چندم چله گرما . هر بار خيلي بد حال مي شد مرا به بالينش مي خواند . مي خواست من را ببيند .
امروز كه از خواب بيدار شدم دوباره احساس طراوت كردم . من عاشق پاييزم . عاشق نور روز و سرماي ملس شب هايش . گفتم پاييز آمده است . زنگ زدم اين جا و آن جا و جار زدم آمدن پاييز را . اما همه مرا از سر باز كردند . گفتند بعدا تماس مي گيرند . همه . آخر او آرام گرفته بود و نمي خواستند به من بگويند . اما دقايقي پيش فهميدم . زجر زيادي كشيد و درد زيادي تحمل كرد اما بالاخره همه چيز براي عمويم تمام شد . انگار عمويم درست همان لحظه اي رفته بود كه من فهميدم پاييز شده است .
در ضمن عجب دیدار صمیمی بود دیدار رییس جمهور با ایرانیان مقیم آمریکا . من که نفهمیدم آن خانم که
فیلمبرداری می کرد برای چی داشت گریه می کرد . در ضمن ما آن قدر ایرانی های مقیم آمریکا را دوست داریم که یک نور قرمز می پاشیم روی صفحه تا چهره شان مشخص نشود . یک موقع خدای ناکرده بقیه نبینند آن ها بی حجابند . رییس جمهور ببیند که اشکالی ندارد . این البته پیام صدا و سیما بود که ما از قول آن ها اعلام کردیم .
نکته یک - قانون شکنی خوب است یا بد . بالاخره این که مردم این قانون را می شکنند به صرف دولت است یا اگر اجرایش کنند . لطفا تکلیف ما را روشن کنید .
با شروع ماه رمضان دوباره سر و کله سریال های فله ای پیدا شد . ۴ سریال در یک روز . احتمالا با حدود ۵۵ میلیون یا حتی بیشتر در روز . ساعت ۷ تا ۱۰ سری به خیابان ها بزرنید تا ببینید از راه های حل مشکل ترافیک پخش سریال های فله ای است . اما در این سریال ها دوباره نکالتی وجود دارد که بدجوری من را کفری کرده است . هر کسی را هم می بینیم با التماس و تمنا از ش خواهش می کنم اجازه ندهید بچه هایتان سریال هایی درباره روح و جن و شیطان و ... ببینند اما اگه شما می تونید حریف بشین من هم می توانم . چند شب پیش چشم من به جمال این سریال جدید شبکه یک یعنی اغما روشن شد . افطار دور هم بودیم و اتفاقا کیارش بچه کوچک خواهرم دائم سعی می کرد ساعت بخواند و تا عقربه ها رفت روی هفت و نیم پرید تلویزیون را زد کانال یک و نشست به دیدن . طبیعتا بقیه هم آمدند و من هم آمدم نشستم و سریال را دیدم . وقتی تمام شد درباره این که این سریال ها وارد ناخود آگاه بچه می شود و در بزرگسالی او را اذیت می کند و باعث توهم می شود و ... صحبت کردیم اما تا جایی که خبر دارم بچه های خواهرم یعنی سیاوش و کیارش با عشق و علاقه این سریال ها را می بینند و به نوعی عاشق آن شده اند . جالب این که یک شب مریم ُ خواهرم از کیارش خواسته بود که تنهایی به اتاقش برود و بخوابد . او گفته بود آخه خاله من از شیطان می ترسم . مریم هم کلی دلیل و برهان برایش آورده بود که شیطان دورغه و تو باید خودت فکر کنی چه کاری بده و چه کاری خوب . بچه کلی گوش کرده بود و بعد گفته بود : خاله اما شیطان راسته . خود من رو تا حالا چهار بار گول زده !!!
در سریال مهم دیگری که این روزها پخش می شود مردی زاهد و مومن عاشق دختری جوان می شود . تا این جایش به من چه . هر کاری می خواهد بکنه . اما جالبه که زن این مرد پولدار و مومن یک خانم بسیار فعال است که مدیدریت یک مدرسه را به عهده داره و برای حل مشکلات بچه ها در مدرسه وقت زیادی می گذارد و فعالیت های اجتماعی اش نیز بسیار زیاد است . خوب حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل . یک کنایه این که اگه زنه مانده بود خونه و همیشه بوی قرمه سبزی می داد شاید این طوری نمی شد . البته شاید !
لعنت . از این که همیشه زن های فعال در فیلم های و سریال های ایرانی شکست خورده و بدبخت نشان داده می شوند چی گیر کی میاد ؟
بگذریم . عیبی نداره اعتماد توقیف شد . ساعت ۷ تا ۱۰ به هر کسی زنگ بزنید و درباره این خبر بخواهید صحبت کنید می بینید میگه : وای پس این روحه . میگی کی ؟ کی روحه ؟ قاضی ؟ سردبیر ؟ میگه نه الیاس . اوه ببخشید داشتم سریال می دیدم . با تو نبودم . راستی چی گفتی ؟ کی توقیف شد ؟